“وَ” یا “یا”

من کلاس ها، دوره ها،عادت و ترک عادت ها، کنکورها، شغل ها، تصمیم ها، مهاجرت ها، انتخاب ها، دوستی ها و جدایی های زیادی را تجربه کرده ام. واقعی و در عمل. برایشان منابعی چون هزینه و وقت و عمر صرف یا تلف کرده ام. البته این را می دانم که برای اینکه به هدفی برسم، راهی را پیدا کنیم و مهمتر از همه مسیرم را بیابم، باید هزینه های زیادی صرف شود.

مسیری که تاکنون در زندگی داشته ام مملو از فراز و فرود بوده است. در واقع “تا بوده چنین بوده و تا هست چنین هست”. و همین است که روزهایی که حالم هال نیست و ناامیدی علاوه بر سایه اش خودش هم دست بکار شده، من می توانم  لحظه ها و روزها و گذر زمان را هضم کنم وادامه دهم.

چقدر حاشیه می روم من

گاهی اوقات در شرایطی قرار می گیریم که فرصت سعی و خطا برای ما وجود دارد. مثلا من سال اولِ کنکور نمره دلخواه را نیاوردم و سال بعد توانستم جبران کنم. در واقع در چنین مواردی انتخاب ها می تواند از نوع “وَ” باشد. من آن سال “وَ” سال بعد”وَ” حتی دو سال بعد جزء گزینه های روی میزم بود برای ورود به دانشگاه.

شرایطی هم وجود دارد که انتخاب ها از نوع “یا” می باشند. فرصت سعی و خطا وجود ندارد. فکر می کنم انتخاب هایی از جنس “یا” به تامل و دقت بیشتری نیاز دارد. مثلا تغییر شغل. شغل فعلی مزایا و معایبی دارد. نیز شغل جدید. ولی باید یکی انتخاب شود. مهاجرت هم مثال خوبی است.

بنظر میرسد انتخاب های از نوع “یا” تعیین کننده تر و اساسی تر باشند. شاید همین باشد که از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی می کنیم و بیشتر تصمیم های نوع اول را ترجیح می دهیم.

می توانیم تصمیم های نوع اول را تمرین و تجربه ای در نظر بگیریم برای قوی تر شدن و خبره شدن در تصمیم گیری های نوع دوم.

 

 

 

3 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام.
    چه تعبیر قشنگی داشتی. تا حالا از اینطرفی بهش نگاه نکرده بودم.
    «و» یا «یا».
    تصمیم‌های از جنس «یا» برای من خیلی ترسناکن. البته تصمیم‌های «و» هم کم ترسناک نیستن اما میشه یه جوری باهاشون کنار اومد.

    پ ن : کاش بیشتر می‌نوشتی محمدجواد، راستی گفته بودی قیدار رو خریدی. انگیزه شد برم یه بار دیگه بخونمش. فکر کنم همین روزا چندخطی درموردش بنویسم. الکی میگن که «من‌او» بهترین کتاب رضا امیرخانیه. من همش میگم اگه قرار باشه یه کتاب بخونم و بعد پروندهٔ مطالعه ر‌و برای همیشه ببندم اون کتاب قطعا قیداره.

    1. زینب فکر میکنم این یه واقعیتِ که افرادی که به این درجه و سطح برسند که تصمیماشون از نوع «یا» باشه بیشتر مسیولیت کارها رو می پذیرند.
      یه چیز دیگه اینکه شاید دهه های اول زندگی و دوران نوجوانی و خوش خوشان، آدم باید تا میتونه الواتی کنه و سعی و خطا تا در مراحل بعدی زندگی برای تصمیم گیری های نوع دوم مهارت پیدا کنه.

      ج پ ن : قیدار اخراشم. انصافا عند رمان هست:)

پاسخ دهید