حافظ خوانی

همیشه یه میل درونی به سمت شعر و ادبیات و موسیقی داشتم. تا اونجایی که یادم میاد یکی از دوستان پیش دانشگاهی تقریبا غزل های حافظ رو حفظ بود و اگه یکی دو ساعت هم غزل می خوند من تا آخرش بودم. وارد دانشگاه هم که شدم دوست نازنین دیگه ای که خانوادَتَن ادبیاتی بودن به پست من خورد و با هم بُر خوردیم که هنوزم که هنوزِ رفیق گرمابه و گلستانیم. این مقدمه یعنی چی؟ یعنی اینکه ما شعر و ادبیات رو دوست داریم. تاکید می کنم دوست داریم، ادعای دیگه ای نداریم.

بیشتر اوقات چه با دوستان باشم چه تنهایی سعی می کنم باب این رو باز کنم که شعری و غزلی هم بخونیم و نشاطی حاصل کنیم. معمولا هم حافظ می خونیم. هم راحت ترِ هم دم دست تر.

اینجا هم بابی باز کردم برای همین. اسمش هست دمی با شعر

این غزل که متن و صوتش رو گذاشتم جزء ۱۰ غزل دوست داشتنی منه.

 

 

 

3 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

    1. سلام زهرا
      توی دبیرستان یه درس داشتیم که میگفت آثار سعدی سهل ممتنع هست. ولی نمیدونم چرا من همیشه حافظ بیشتر میخونم. راستش با اینکه سعدی رو خیلی دوست دارم حافظ رو دوست تر. اگه بخوام یه شوخی کرده باشم سعدی برام مثل عمو می مونه حافظ مثل دایی:)
      نمیدونم چرا گیر دادم به سعدی؟؟ راستش من بیشتر سعدی و حافظ میخونم. مثنوی هم دوست دارم ولی خیلی کمتر میخونم. یه کتاب ادبیات دوره کارشناسی هم هست که مجموعه اشعار و آثار هست خیلی دوسش دارم.
      کل داشته هام همین بود.

پاسخ دهید