تجربه کتاب خوانی

کتاب هفت عادت مردمان موثر را مدت هاست شروع کرده ام. علاوه بر این اینکه در خود کتاب توضیح داده شده که باید کُند و لاک پشتی این کتاب را خواند، ایده آل گرایی من هم آن سرعت کُند را در حد ریشه سوم کاهش داده است. جمله به جمله نکته برداری، های لایت، خلاصه و و و و و. طوری که دو ساعت مطالعه حاصلش می شود چهار یا پنج صفحه. کلا فکر نمی کنم هر بار که کتاب را دست گرفته ام از ده صحفه تجاوز کرده باشم.

ای دو صد لعنت بر این ایده آل گرایی باد

بگذریم…

بنظر نمی رسد این مدل مطالعه آن قدر ها هم که من ناله و نالش می کنم بد باشد. ولی فکر می کنم برای آدم هایی کم حوصله ای مثل من که روی هم رفته اندازه عدد سن شان هم کتاب نخوانده اند، این روش روشِ مناسبی نباشد. بنابراین تصمیم گرفتم یک بار کتاب را تا آخر بخوانم بدون هیچ نکته برداری و و و و و و.فقط بخوانم. اسب وار یا اسب طور.

این طوری حداقل چیزی که عاید من می شود این است که یک کتاب به تعدادِ  معدود کتاب هایی که خوانده ام اضافه می شود.

کمی بیشتر از حداقل چیزی که عاید من می شود لذت کوتاه مدت و انگیزه برای شروع کتاب و کتاب های بعدی است.

عایدی دیگر افزایش و تمرین تمرکز است. وقتی یک موضوع خاص را از ابتدا تا انتها در یک ساعت مطالعه می کنم ذهن بیشتر روی آن موضوع متمرکز می شود و درک آن مفهوم راحت تر می شود.

و اما مهم ترین چیزی که عاید من می شود این است که در مرتبه دوم می دانم کدام قسمت کتاب توضیحات اضافه و مثال و داستان است و چه بخش هایی مهم یا مهم تر است. پس می توانم  نکته برداری و خلاصه برداری شسته رُفته ای داشتم باشم.

 

4 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام؛ من کتابهای انگیزشی و خودیاری رو که می خونم کنار برگه هایی که برام مفید بودند رو تا می زنم، دفعه بعد فقط تا زده ها رو میخونم، اگه ابهامی بود میرم صفحه قبل و بعدش. بعضی از تا شده ها رو آزاد می کنم، دیگه به کارم نمیان. ممکنه صفحات جدیدی تا بخورند. وقتی سه چهار بار سراغ کتاب بیام دیگه تا زده ها کم شدند. ده صفحه ای مونده که به نظر من اصل کتابه. واسه من خوب بوده فقط کتاب رو از ریخت میندازه 🙂

    1. سلام
      چه جالب تا حالا به این دقت نکرده بودم که هر وقت کتاب می خونم با یه وسواس خاصی سعی می کنم مرتب توی کتاب علامت گذاری کنم و اون رو خط خطی نکم.
      اصلا یه اعتراف کنم: درون خودم می گم شاید این کتاب دست کسی افتاد، نباید ببینه که من چقدر شلخته و بی نظم هستم.
      از این به بعد نهایت تلاشم رو می کنم که کتاب رو فارق از هر قضاوتی بخونم. اون طور که دلم میخواد.
      اصلا فکرای پلیدی هم که موقع خوندن به ذهنم میاد حاشیه کتاب می نویسم:)
      راستی به روش خوبی اشاره کردی مهشید جان. باید امتحانش کنم.

  2. جواد عزیزم
    چقدر خوب که این کتاب رو داری میخونی.
    برای من هم خوندن این کتاب خیلی طول کشید و البته من هرچی هم که کاوی خواسته بود رو بهش عمل کردم.
    فکر میکنم این کتاب برای خیلیها دنیا رو به بعد و قبل از خوندن اون تقسیم کرده. امیدوارم برای تو هم چنین باشه.
    مخلصم.

پاسخ دهید